ساری شهر دعا

شیشه سخت

ساری شهر دعا

۸ بازديد
مناسبی برای شاهزاده می‌بود، اما او در اخلاق سهل‌انگار، قمارباز قهار و مشروب‌خوار بود و رفیقی بدتر از او برای طلسم یک مرد جوان به ندرت یافت می‌شد. در واقع، در پایان انتخابات وست‌مینستر در سال ۱۷۸۴، گیلری او را در یک کاریکاتور طنز با عنوان «استاد و شاگرد» به شکل وزغی نفرت‌انگیز با برس روباه دعا نشان داد که در گوش شاهزاده خوابیده (یا مست) زمزمه می‌کند: «از کشور و والدینت دست بکش، و من به تو تسلط بر بسیاری از قدرت‌ها را خواهم داد. بهتر است در جهنم حکومت کنی تا در بهشت ​​خدمت کنی!» این انتخابات ساری شهر دعا که چهل روز طول کشید و فاکس را در جایگاه دوم قرار داد، شاید به اندازه هر انتخابات دیگری در تاریخ انتخابات ما مشهور باشد.

شاهزاده، علیرغم انزجار والدینش، با تمام بهترین دعانویس شهر وجود وارد میدان شد، در دعا رانلاگ «نشان فاکس» را به گردن انداخت و به اعضای خانواده‌اش اجازه داد تا برای نامزد مورد علاقه‌اش تبلیغ کنند. در طول انتخابات، گیلری یک اثر طنز (۱۸ آوریل ۱۷۸۴) با عنوان «بازگشت از بروکس» خلق کرد که جادو و طلسمات در آن شاهزاده، در حالی که به شدت مست طلسم است و «دستبند روباه» به سر دارد، توسط فاکس و سام هاوس، یک میخانه‌دار که خانه‌ای به نام روباه بی‌باک در گوشه خیابان پیتر و واردور داشت، کمک می‌شود. «سام هاوس صادق»، همانطور که او را صدا می‌زدند، جادو و طلسمات سیاستمداری خشن و عضو حزب ویگ بود و در طول طلسم این انتخابات بابل شهر دعا با هزینه شخصی خود، خانه را باز نگه می‌داشت.

چهره‌های این خانه در بسیاری از کاریکاتورهای آن زمان دیده می‌شوند و شهرت او حتی در شعر نیز ثبت شده است: «سامی هاوس شجاع را ببین، او مثل یک موش بی‌حرکت است، و آیا با احتیاط و زیرکی بوم نقاشی می‌کند؟ ببین چه گله‌هایی با او گله می‌کنند تا روباه شجاع را انتخاب کنند: پسرها، از سام هاوس تشکر کنید، برای همیشه، برای همیشه، برای همیشه! بچه‌ها، برای همیشه از سم هاوس تشکر کنید! «سامِ شجاعِ کچل، همه باید صاحبش باشند، آن مرد است، چه کسی برای روباه شجاع خیلی باهوش بوم نقاشی می‌کند؟ می‌گویم، بیزاری او از آبجوی کم‌ارزش و شراب ورای است :[37] باشد که سر طاسش تا ابد، جادو و طلسمات تا ابد، تا ابد مورد احترام باشد! باشد بروجرد شهر دعا که سر طاسش تا ابد مورد احترام باشد! یک چاپ

طنز دیگر وجود دارد که مربوط به ژانویه ۱۷۸۵ است و طلسم توسط یک طلسم نویس هنرمند ناشناس با عنوان «روباه در حال خواندن آوازی برای پادشاه ولز» نوشته شده است. روباه و شاهزاده در حال بازی ورق و نوشیدن هستند. روباه می‌خواند: ۱. مسائل مربوط به «تو» در حال حاضر در قلمرو [جهان] مطرح می‌شوند، شما روزی کجی خواهید شد، آقا، و من سکاندار خواهم بود؛ پس بیایید شاد باشیم، بنوشیم، قمار کنیم و آواز بخوانیم، و آن را کاهی هم ندانید، هرچند ما هنوز بهترین دعانویس شهر آن چیز نیستیم. تول د رول، تول، تول، بهترین دعانویس شهر تول د رول. ۲. ضرب المثل به ما می گوید، هر سگی دعا روز خودش را دارد، بنابراین کسانی که با ما مخالفت می‌کنند، باید از این کرمانشاه شهر دعا سرنوشت اطاعت کنند؛ اما زمان به نفع ماست،

قربان، و حالا رو به پیشرفت است، برای اینکه من یک دولتمرد شوم، و شما، آقا، تول د رول و غیره ۳. «فریادها بیهوده‌اند، من هم می‌توانم طلسم نویس گنگ باشم،» و بگذار حرکات به حال خود رها شوند، طلسم تا روز ما، ای آقا، فرا رسد؛ سپس ثورلو و پیت را از ایالتشان بیرون خواهیم انداخت، ممکنه از پله‌ها پایین برن، قربان، پس ما مسئولیم. تول د رول و غیره ۴. «اینگونه، آقا، در جایگاه خود نشسته‌ایم و تمام روحمان را سرشار خواهیم کرد، در کنار فواره‌ی ونوس، در دعا کنار جام باکوس؛ در هر کاری که بخواهیم، ​​آقا، با تمام قوا تلاش قزوین شهر دعا خواهیم کرد، زیرا چه کسی جادو و طلسمات می‌تواند یک دولتمرد برجسته و کی—جی را کنترل کند؟ تول د رول و غیره.

شاهزاده اظهار می‌کند: «روباه، مگر دعا تو همان کسی نیستی که بازی را خراب می‌کند؟» برگشت از بروکس. روزنامه مورنینگ پست مورخ ۱۱ ژوئن ۱۷۸۵ می‌نویسد: «شاهزاده ولز دوباره برای این فصل در برایتون خانه‌ای گرفته است» و در ۲۲ همان ماه لندن را به مقصد اقامتگاه ساحلی خود ترک کرد. همان روزنامه مورخ ۲۸ ژوئن گزارش می‌دهد که «بازدید یک شخصیت شاد و برجسته خاص از برایتون، تعدادی از خدمتکاران پیر را بهترین دعانویس شهر که دائماً به آنجا رفت و آمد داشتند، ترسانده است. تاریخچه رشادت‌های فصل گذشته که
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.