پنجشنبه ۳۰ بهمن ۰۴ | ۲۰:۱۵ ۴ بازديد
همه با ضرب طبل گرد هم میآمدند. نبض احساسات عمومی در سه درصد نشان داده میشد. تعداد کنسولها به چهل و پنج کاهش یافت. هیئت دریاسالاری از محل شورش بازدید کرد، اما نتوانست ترتیبی بدهد. جادو و طلسمات لرد نورتسک، RN، منتظر پارکر ماند تا شرایط بهترین دعانویس شهر او را بشنود. این شرایط آنقدر سختگیرانه بودند که نورتسک مردد بود. متن زیر از روزنامه «کوریر» (لندن) مورخ ۸ ژوئن ۱۷۹۷ دعا گلچین شده است و مشاهده خواهد شد که نامه پارکر طلسم نویس چقدر با نسخه ملایم آن که پارس آباد شهر دعا در کتاب «زندگی دریاسالاران» کمپبل آمده است، متفاوت است: آنها اصرار داشتند طلسم نویس که کل این دستور باید رعایت شود...
لرد نورتسک اکنون سوار بر کشتی «دوک یورک» مارگیت، زیر پرچم آتشبس، با سه هورا از «ساندویچ» و با کاغذ زیر برای تأیید اعتبارنامهاش، به حرکت درآمد. به کاپیتان لرد نورتسک. بدینوسیله به شما اجازه و جادو و طلسمات دستور داده میشود که با مصوبات کمیته نمایندگان، هر کجا که پادشاه باشد، در خدمت ایشان باشید و موظفید ظرف ۵۴ ساعت از تاریخ صدور این مصوبه، با پاسخی به آنها بازگردید. آر. بهترین دعانویس شهر پارکر ، رئیس. نورتسک، با گذرنامهای از پارکر، به شهر بازگشت، در حالی که آدمک پیت و دانداس در بازوی اشنویه شهر دعا کشتی به دار آویخته شدند. حتی بحث تسلیم طلسم نویس ناوگان به فرانسویها مطرح شد.
در نتیجه، شریدان پیشنهاد داد که تمام شناورها و چراغهای دریایی برداشته شوند. روزنامهای در آن زمان نوشت:[صفحه ۱۱۳] اینکه سربازانی که از توپخانههای گریوزند دستور آتش گشودن به ناوگان را داشتند، خود دست به شورش طلسم زدند و اعلام کردند که برادرکشی بخشی از وظیفه آنها نیست. فرهنگهای زندگینامه میگویند که محبوبیت نورثسک و قاطعیت لرد هاو باعث فروپاشی کامل این شورش بزرگ شد؛ اما جادو و طلسمات چنین تاریخی گمراهکننده طلسم نویس است. «ریپالس» اولین کشتی بود که از بهترین دعانویس شهر دعا این آرمان دست کشید و پس از به گل نشستن، بیرحمانه توسط ناوگان به توپ بسته شد. دکل و دکلهای جلویی آن به آتش کشیده شد؛ عرشههای تکاب شهر دعا آن از خون سرخ شده بود.
دو فراری دیگر، «آگاممنون» و «وستال»، بهتر فرار کردند. با رها کردن کابلهای خود و ورود به رودخانه تیمز، تصور میشد که آنها در حال اجرای نقشه بمباران گریوزند هستند که از قبل مورد بحث قرار گرفته بود. بقیه ناوگان نیز به دنبال آنها رفتند و خود را در دام دولت یافتند. وقتی این واقعیت آشکار شد، شورشیان از خشم لبریز شدند. کشتیها از هم جدا شدند، توپهای بزرگ را به سمت یکدیگر فردیس شهر دعا نشانه گرفتند و ساعتها با خشم جنگیدند تا اینکه سرانجام پارکر تسلیم شد. با خواندن محاکمات نمایندگان، نامهای سلتی مانند سالیوان، داناوان، والش، هیوز، بردی، مککارتی، مگینیس، کافی و برانون توجه را جلب میکند.
گزارشهای عجیبی در جریان بود.[282] دعا «پیک» مورخ 6 ژوئن 1797، ثبت میکند که وقتی او [پارکر] را به حضور قضات بردند، دو نفر را با طلسم خود برد [صفحه ۱۱۴]نامههایی از جیبش بیرون آورد که میگفت: «اینها اختیارات من هستند؛ من بر اساس اینها عمل کردم.» از این [«پیک» اضافه طلسم نویس میکند] استنباط شده است که او توسط «قدرتهای بالاتر»، همانطور کمال شهر شهر دعا که طبقه پایین طلسم آنها را مینامند، تحریک شده است: آنها میگویند پارکر اعلام کرده است که تا زمانی که تمپل بار را با سرها تزئین نکند، نخواهد مرد. با این حال، او هیچ افشاگری مشخصی نکرد.
نامه داکت به تروگه، وزیر دریا، و اطلاعات جاسوس هامبورگ، به روشن شدن این ماجرای تکاندهنده کمک میکند. این شورش معمولاً به مقررات سختگیرانه نیروی دریایی نسبت داده میشود. اما طرح عمیقتری در پس آن نهفته است. پارکر در ابتدا قرار بود در دادگاه مدنی محاکمه شود؛ اما ناگهان دادگاه نظامی جایگزین آن شد. این امر او را از خدمات پزشکی قانونی ارسکین محروم کرد، کسی که فصاحت قدرتمندش با موفقیت از هورن توک در برابر کابینه پیت دفاع کرده بود. مطلوب بود که چنین مرد خطرناکی بدون تأخیر خلاص شود. درخواست او برای تعویق محاکمه جادو و طلسمات رد شد؛ و در 30 ژوئن 1797، او درگذشت.
این شورشها عمدتاً کار جادو و طلسمات داکت بود که تحت فرمان لا کروا، وزیر جنگ فرانسه، عمل میکرد. تون، همانطور که دعا دیدیم، از داکت متنفر بود و دائماً او را تحقیر و محکوم میکرد. اگر همکاری وجود داشت، بدون شک ماجرا متفاوت میبود. با این حال، همه مردان میانهرو از این موضوع خوشحال شدند. این شورش بخشی از نقشهای برای قطع بازوی راست
لرد نورتسک اکنون سوار بر کشتی «دوک یورک» مارگیت، زیر پرچم آتشبس، با سه هورا از «ساندویچ» و با کاغذ زیر برای تأیید اعتبارنامهاش، به حرکت درآمد. به کاپیتان لرد نورتسک. بدینوسیله به شما اجازه و جادو و طلسمات دستور داده میشود که با مصوبات کمیته نمایندگان، هر کجا که پادشاه باشد، در خدمت ایشان باشید و موظفید ظرف ۵۴ ساعت از تاریخ صدور این مصوبه، با پاسخی به آنها بازگردید. آر. بهترین دعانویس شهر پارکر ، رئیس. نورتسک، با گذرنامهای از پارکر، به شهر بازگشت، در حالی که آدمک پیت و دانداس در بازوی اشنویه شهر دعا کشتی به دار آویخته شدند. حتی بحث تسلیم طلسم نویس ناوگان به فرانسویها مطرح شد.
در نتیجه، شریدان پیشنهاد داد که تمام شناورها و چراغهای دریایی برداشته شوند. روزنامهای در آن زمان نوشت:[صفحه ۱۱۳] اینکه سربازانی که از توپخانههای گریوزند دستور آتش گشودن به ناوگان را داشتند، خود دست به شورش طلسم زدند و اعلام کردند که برادرکشی بخشی از وظیفه آنها نیست. فرهنگهای زندگینامه میگویند که محبوبیت نورثسک و قاطعیت لرد هاو باعث فروپاشی کامل این شورش بزرگ شد؛ اما جادو و طلسمات چنین تاریخی گمراهکننده طلسم نویس است. «ریپالس» اولین کشتی بود که از بهترین دعانویس شهر دعا این آرمان دست کشید و پس از به گل نشستن، بیرحمانه توسط ناوگان به توپ بسته شد. دکل و دکلهای جلویی آن به آتش کشیده شد؛ عرشههای تکاب شهر دعا آن از خون سرخ شده بود.
دو فراری دیگر، «آگاممنون» و «وستال»، بهتر فرار کردند. با رها کردن کابلهای خود و ورود به رودخانه تیمز، تصور میشد که آنها در حال اجرای نقشه بمباران گریوزند هستند که از قبل مورد بحث قرار گرفته بود. بقیه ناوگان نیز به دنبال آنها رفتند و خود را در دام دولت یافتند. وقتی این واقعیت آشکار شد، شورشیان از خشم لبریز شدند. کشتیها از هم جدا شدند، توپهای بزرگ را به سمت یکدیگر فردیس شهر دعا نشانه گرفتند و ساعتها با خشم جنگیدند تا اینکه سرانجام پارکر تسلیم شد. با خواندن محاکمات نمایندگان، نامهای سلتی مانند سالیوان، داناوان، والش، هیوز، بردی، مککارتی، مگینیس، کافی و برانون توجه را جلب میکند.
گزارشهای عجیبی در جریان بود.[282] دعا «پیک» مورخ 6 ژوئن 1797، ثبت میکند که وقتی او [پارکر] را به حضور قضات بردند، دو نفر را با طلسم خود برد [صفحه ۱۱۴]نامههایی از جیبش بیرون آورد که میگفت: «اینها اختیارات من هستند؛ من بر اساس اینها عمل کردم.» از این [«پیک» اضافه طلسم نویس میکند] استنباط شده است که او توسط «قدرتهای بالاتر»، همانطور کمال شهر شهر دعا که طبقه پایین طلسم آنها را مینامند، تحریک شده است: آنها میگویند پارکر اعلام کرده است که تا زمانی که تمپل بار را با سرها تزئین نکند، نخواهد مرد. با این حال، او هیچ افشاگری مشخصی نکرد.
نامه داکت به تروگه، وزیر دریا، و اطلاعات جاسوس هامبورگ، به روشن شدن این ماجرای تکاندهنده کمک میکند. این شورش معمولاً به مقررات سختگیرانه نیروی دریایی نسبت داده میشود. اما طرح عمیقتری در پس آن نهفته است. پارکر در ابتدا قرار بود در دادگاه مدنی محاکمه شود؛ اما ناگهان دادگاه نظامی جایگزین آن شد. این امر او را از خدمات پزشکی قانونی ارسکین محروم کرد، کسی که فصاحت قدرتمندش با موفقیت از هورن توک در برابر کابینه پیت دفاع کرده بود. مطلوب بود که چنین مرد خطرناکی بدون تأخیر خلاص شود. درخواست او برای تعویق محاکمه جادو و طلسمات رد شد؛ و در 30 ژوئن 1797، او درگذشت.
این شورشها عمدتاً کار جادو و طلسمات داکت بود که تحت فرمان لا کروا، وزیر جنگ فرانسه، عمل میکرد. تون، همانطور که دعا دیدیم، از داکت متنفر بود و دائماً او را تحقیر و محکوم میکرد. اگر همکاری وجود داشت، بدون شک ماجرا متفاوت میبود. با این حال، همه مردان میانهرو از این موضوع خوشحال شدند. این شورش بخشی از نقشهای برای قطع بازوی راست
- ۰ ۰
- ۰ نظر
صدرا شهر دعا