دوشنبه ۲۰ بهمن ۰۴ | ۱۶:۰۱ ۸ بازديد
پس از سفری پر اضطراب و طاقت فرسا که بیش از یک ماه به طول انجامید، استقبالی بسیار دوستانه و از هر نظر نشاط آور بود. در طلسم روز دوم ورودشان به مستعمره، خود را مهمان رئیس دادگاه یک شهر مرتب و بزرگ یافتند، جایی که بازدیدکنندگانی از همه جا آنها را احاطه کرده بودند، مشتاق به کسب و ارائه اطلاعات، و آنها را با دعوتنامه های فوری گلستان شهر دعا غافلگیر می کردند. ما مجبوریم از جزئیات مراحل متعددی که مسافران طی کردند تا به شناخت کشور و مردمی که در میان آنها بودند، برسند، صرف نظر کنیم. ۱۰خودشان را پیدا کردند.
ما فقط برای خلاصهای مختصر از نتایج، فضا داریم. بنابراین، آنها خود را در ملتی اروپایی، و عمدتاً، هرچند نه کاملاً، با اصل و نسب انگلیسی یافتند که نزدیک به سه قرن هیچ ارتباطی با اروپا یا با هیچ بخش دیگری از جهان متمدن نداشت. تعداد آنها بین سه تا چهار میلیون نفر تخمین زده بهترین دعانویس شهر میشد؛ و به یازده جامعه مجزا تقسیم شده بودند که در نوعی اتحادیه فدرال سست، یا بهتر است بهترین دعانویس شهر جادو و طلسمات بگوییم در رابطهای دوستانه، که بیشتر توسط عرف تأیید و گیلان شهر دعا حفظ میشد تا هر قرارداد رسمی، وجود داشتند. و آنها این چندین ایالت را یافتند، اگرچه از برخی جهات در حکومتها و سایر نهادها متفاوت طلسم نویس بودند، دعا اما با توجه به محرومیتی که در انزوای خود از بقیه جهان متحمل میشدند.
درجه بالایی از تمدن با هم موافق بودند. آقای سیبتورپ در دفتر خاطرات خود میگوید: «بسیاری از نکات نیز که در آنها بیشترین تفاوت را با آداب و رسوم و نهادهای مردمی که از آنها برخاستهاند دارند، به گونهای است که به سختی میتوان آنها را نشانههای بربریت دانست، حتی توسط کسانی که با تعجب به آنها نگاه میکنند، و ۱۱حتی با عدم تایید؛ بلکه نتیجهی تصورات منحصر به فرد و، همانطور که برخی آنها را خیالپردازانه میدانند، از افراد خارقالعادهای است که رهبری اولین مهاجران را بر عهده داشتند. این دو مرد لرستان شهر دعا به نام مولر بودند؛ یکی آلمانی، ساکن انگلستان، و دیگری برادرزادهاش، پسر یک زن انگلیسی.
به نظر میرسد اولی یکی از آن اتحادهای شور و شوق، نبوغ درخشان و خوشباوری خوشبینانهای بوده است که دورههای هیجان زیاد - مانند آغاز اصلاحات - اغلب آنها را فرا جادو و طلسمات میخوانند. طلسم نویس او فصاحت زیادی داشت و قدرت اعمال نفوذ نامحدود بر اذهان خاص را داشت. برادرزادهاش، با بسیاری از عجیب و غریب بودن عمویش، قضاوت بسیار واضحتری را به دست آورد و به نظر میرسد که به تدریج تسلط کاملی بر ذهن، ابتدا عمویش و در نهایت همه پیروانش، برقرار کرده است. و جادو و طلسمات از نفوذ خود به شیوهای استفاده کرده است مرکزی شهر دعا که نشان دهنده وسیعترین روحیه عمومی و حداقل ترکیبی عالی از خرد سیاسی است.
به نظر میرسد که در جریان آشوبهای مختلف ۱۲در اوایل مازندران شهر دعا دوران اصلاحات مذهبی، چندین نفر در انگلستان و برخی در آلمان (طرفهایی که از طریق مولر و وابستگانش در هر دو کشور با هم در ارتباط بودند) به فکر مهاجرت به منطقهای دورافتاده افتادند تا سرانجام از نزاع و ستم رهایی یابند و جامعهای مدنی و مذهبی بر اساس اصولی که با علاقه گرامی بهترین دعانویس شهر میداشتند، تأسیس کنند. پس از پیشنهاد و دعا رد طرحهای مختلف، و پس از تأخیرها و ناامیدیهای فراوان، عزیمت برنامهریزیشده برای جستجوی سکونتگاهی جدید، تحت هدایت رهبر مشتاق و ماجراجوی آنها، صورت گرفت. به جای رفتن به آمریکا، همانطور که در ابتدا پیشنهاد شده بود، جادو و طلسمات آنها با توصیفات درخشانی که شنیده بودند، اما عمدتاً شامل افسانه یا اغراق بود، ترغیب شدند تا به دنبال
قاره جنوبی طلسم مشهور، "سرزمین استرالیایی ناشناخته" بگردند. جزئیات عجیب و جالب سفر آنها، ماجراجوییهای مختلف، ناامیدیها و تلاشهای مکررشان، ما مجبوریم از آنها بگذریم. نتیجه آنها این بود ۱۳سرانجام در اثر طوفانی در ساحل نیوهلند، جایی که گمان دعا میرود بین عرض جغرافیایی ۱۰ طلسم و ۲۰ جنوبی و طول جغرافیایی ۱۳۰ و ۱۴۰ شرقی باشد، رانده شدند، جایی که یکی از چهار کشتی بر روی یک صخره مرجانی غرق شد و دو کشتی دیگر با آسیب قابل توجهی به ساحل رانده شدند. با این حال، آنها نه تنها جان خود، بلکه تقریباً تمام دارایی خود، از جمله دامهایی که برای خود فراهم کرده بودند را نجات دادند.
ما فقط برای خلاصهای مختصر از نتایج، فضا داریم. بنابراین، آنها خود را در ملتی اروپایی، و عمدتاً، هرچند نه کاملاً، با اصل و نسب انگلیسی یافتند که نزدیک به سه قرن هیچ ارتباطی با اروپا یا با هیچ بخش دیگری از جهان متمدن نداشت. تعداد آنها بین سه تا چهار میلیون نفر تخمین زده بهترین دعانویس شهر میشد؛ و به یازده جامعه مجزا تقسیم شده بودند که در نوعی اتحادیه فدرال سست، یا بهتر است بهترین دعانویس شهر جادو و طلسمات بگوییم در رابطهای دوستانه، که بیشتر توسط عرف تأیید و گیلان شهر دعا حفظ میشد تا هر قرارداد رسمی، وجود داشتند. و آنها این چندین ایالت را یافتند، اگرچه از برخی جهات در حکومتها و سایر نهادها متفاوت طلسم نویس بودند، دعا اما با توجه به محرومیتی که در انزوای خود از بقیه جهان متحمل میشدند.
درجه بالایی از تمدن با هم موافق بودند. آقای سیبتورپ در دفتر خاطرات خود میگوید: «بسیاری از نکات نیز که در آنها بیشترین تفاوت را با آداب و رسوم و نهادهای مردمی که از آنها برخاستهاند دارند، به گونهای است که به سختی میتوان آنها را نشانههای بربریت دانست، حتی توسط کسانی که با تعجب به آنها نگاه میکنند، و ۱۱حتی با عدم تایید؛ بلکه نتیجهی تصورات منحصر به فرد و، همانطور که برخی آنها را خیالپردازانه میدانند، از افراد خارقالعادهای است که رهبری اولین مهاجران را بر عهده داشتند. این دو مرد لرستان شهر دعا به نام مولر بودند؛ یکی آلمانی، ساکن انگلستان، و دیگری برادرزادهاش، پسر یک زن انگلیسی.
به نظر میرسد اولی یکی از آن اتحادهای شور و شوق، نبوغ درخشان و خوشباوری خوشبینانهای بوده است که دورههای هیجان زیاد - مانند آغاز اصلاحات - اغلب آنها را فرا جادو و طلسمات میخوانند. طلسم نویس او فصاحت زیادی داشت و قدرت اعمال نفوذ نامحدود بر اذهان خاص را داشت. برادرزادهاش، با بسیاری از عجیب و غریب بودن عمویش، قضاوت بسیار واضحتری را به دست آورد و به نظر میرسد که به تدریج تسلط کاملی بر ذهن، ابتدا عمویش و در نهایت همه پیروانش، برقرار کرده است. و جادو و طلسمات از نفوذ خود به شیوهای استفاده کرده است مرکزی شهر دعا که نشان دهنده وسیعترین روحیه عمومی و حداقل ترکیبی عالی از خرد سیاسی است.
به نظر میرسد که در جریان آشوبهای مختلف ۱۲در اوایل مازندران شهر دعا دوران اصلاحات مذهبی، چندین نفر در انگلستان و برخی در آلمان (طرفهایی که از طریق مولر و وابستگانش در هر دو کشور با هم در ارتباط بودند) به فکر مهاجرت به منطقهای دورافتاده افتادند تا سرانجام از نزاع و ستم رهایی یابند و جامعهای مدنی و مذهبی بر اساس اصولی که با علاقه گرامی بهترین دعانویس شهر میداشتند، تأسیس کنند. پس از پیشنهاد و دعا رد طرحهای مختلف، و پس از تأخیرها و ناامیدیهای فراوان، عزیمت برنامهریزیشده برای جستجوی سکونتگاهی جدید، تحت هدایت رهبر مشتاق و ماجراجوی آنها، صورت گرفت. به جای رفتن به آمریکا، همانطور که در ابتدا پیشنهاد شده بود، جادو و طلسمات آنها با توصیفات درخشانی که شنیده بودند، اما عمدتاً شامل افسانه یا اغراق بود، ترغیب شدند تا به دنبال
قاره جنوبی طلسم مشهور، "سرزمین استرالیایی ناشناخته" بگردند. جزئیات عجیب و جالب سفر آنها، ماجراجوییهای مختلف، ناامیدیها و تلاشهای مکررشان، ما مجبوریم از آنها بگذریم. نتیجه آنها این بود ۱۳سرانجام در اثر طوفانی در ساحل نیوهلند، جایی که گمان دعا میرود بین عرض جغرافیایی ۱۰ طلسم و ۲۰ جنوبی و طول جغرافیایی ۱۳۰ و ۱۴۰ شرقی باشد، رانده شدند، جایی که یکی از چهار کشتی بر روی یک صخره مرجانی غرق شد و دو کشتی دیگر با آسیب قابل توجهی به ساحل رانده شدند. با این حال، آنها نه تنها جان خود، بلکه تقریباً تمام دارایی خود، از جمله دامهایی که برای خود فراهم کرده بودند را نجات دادند.
- ۰ ۰
- ۰ نظر
صدرا شهر دعا