سوسنگرد شهر دعا

۶ بازديد
اخلاق» سرانجام، حتی در این قلمرو دورافتاده‌ی آزادی انسان، به پایان خود رسیده‌اند. از میان تمام ایده‌های عجیب و غریبی که دعا در دعا قالب عبارات متین علمای دینی و اخلاق‌گرایان بر ما تحمیل طلسم نویس شده‌اند، هیچ‌یک پوچ‌تر از این آموزه نیست بهترین دعانویس شهر که طلسم تعهدات اخلاقی ما در جایی متوقف می‌شوند که موضوع آنها اتفاقاً آنها را نمی‌شناسد، و به ما اطمینان می‌دهد که، از آنجا که حیوانات نمی‌توانند ما را به خاطر تخلفاتمان بازخواست کنند، هیچ کاری که می‌توانیم انجام دهیم، تخلف محسوب نمی‌شود. تبرئه کردن ما از پرداخت هزینه یک جفت چکمه به این دلیل که دفتر کل چکمه‌ساز ما از بدشانسی سوخته است، کاملاً یک درس موازی سوسنگرد شهر دعا در اخلاق خواهد بود.

در واقع، به اندازه کافی واضح است که موجودی که (همانطور که فرض می‌کنیم) بدون وجدان یا داوری اخلاقی است، دعا باید همیشه از گناه تبرئه شود، صرف نظر از اینکه چه کار بدی انجام می‌دهد؛ و دادرسی‌های قضایی علیه گاوها و خوک‌ها و اعدام آنها در قرون وسطی به دلیل قتل غیرعمد، به طرز غیرقابل توصیفی پوچ بود. اما از سوی دیگر، تبرئه کردن انسان‌هایی که وجدان طلسم و اراده آزاد دارند ، وقتی که به خاطر ظلم به دیگران گناهکارند، به همان اندازه پوچ و بی‌معنی است.[صفحه ۱۳۱]حیوانات وحشی، به امیدیه شهر دعا این بهانه که خودشان نیستند ، بلکه حیوانات وحشی غیراخلاقی و غیرمسئول هستند.

[23] یک موجود اخلاقی فقط در طلسم یک جنبه از خود اخلاقی نیست، بلکه در همه جوانب و نسبت به همه کسانی که بالاتر، پایین‌تر و بالاتر از او هستند، اخلاقی است: همانطور که یک جنتلمن نه تنها برای پادشاه، بلکه برای دهقان نیز جنتلمن است؛ و همانطور که یک مرد راستگو با دوست و غریبه حقیقت را می‌گوید. به همین ترتیب، «مرد مهربان با حیوان خود مهربان است»، همانطور که با گدای درِ خانه‌اش مهربان است. می‌توانم اضافه کنم که هر ویژگی والا به طور خاص با نمایش آن در جهات فروتنانه‌تر آزمایش می‌شود، رامهرمز شهر دعا جایی که با نشان دادن آن چیزی به دست نمی‌آید و با رفتار مخالف چیزی از دست نمی‌رود.

عبارتی از جرمی بنتام وجود دارد که در کتاب «کتاب عامیانه» خانم جیمیسون و جاهای دیگر نقل شده است و در این مرحله برای بسیاری از خوانندگان تکرار خواهد شد: او می‌گوید: «ممکن است روزی فرا برسد که طلسم بقیه‌ی مخلوقات حیوانی بتوانند حقوقی را به دست آورند که هرگز نمی‌توانست از آنها سلب شود، مگر به دست استبداد. ممکن است روزی تشخیص داده شود که تعداد پاها، ضخامت پوست یا انتهای استخوان ...[صفحه ۱۳۲]آیا دلایل جادو و طلسمات کافی برای رها کردن یک موجود حساس به هوسرانی یک شکنجه‌گر بهبهان شهر دعا وجود ندارد؟... سوال این نیست که آیا آنها می‌توانند استدلال کنند؟ یا می‌توانند صحبت کنند؟ بلکه سوال این است که آیا آنها می‌توانند رنج بکشند ؟ مدت‌ها پیش از بنتام، ذهنی والاتر، در مسیر والاتر فلسفه، اصولی را وضع کرد که کل

این پرسش را حل می‌کند. اسقف باتلر تأیید کرد که مسئولیت ما طلسم در قبال حیوانات پست‌تر، صرفاً به این واقعیت ساده بستگی دارد که موجودی دارای ادراک است - یعنی قادر به درد و لذت - که این مسئولیت بر دوش ماست که او را از درد نجات طلسم نویس دهیم و به او لذت ببخشیم. بنابراین، در مورد حیوانات پست‌تر، با این بهانه که جادو و طلسمات آنها موجودات اخلاقی نیستند، نمی‌توان از این وظیفه شانه خالی کرد. این اخلاق ماست بهترین دعانویس شهر ، نه اخلاق آنها ، که مورد بحث است. ملاحظات خاصی وجود دارد جاجرم شهر دعا که در موارد مختلف ممکن است وظیفه ما را تغییر دهد، اما تبرئه ما باید بر اساس چنین دلایل خاصی باشد، نه بر اساس ماهیت جهانی غیراخلاقی حیوانات (آنطور که علمای قدیم تعلیم می‌دادند)، و این

وظیفه ماست که برای هر یک از آنها دلیل ارائه دهیم. تمایز بین وظایف ما نسبت به حیوانات و وظایف ما نسبت به همنوعان انسانی‌مان در اینجا نهفته است. در مورد هر دوی آنها، ما واقعاً از تحمیل درد قابل اجتناب منع جادو و طلسمات شده‌ایم، زیرا هر دو به طور یکسان دارای شعور هستند. اما در مورد حیوانات، وظایف ما در همین جا متوقف می‌شود : در حالی که در مورد انسان‌ها، آنها هم موجودات اخلاقی و هم دارای شعور هستند، تعهدات اصلی ما جادو و طلسمات نسبت به آنها باید به طبیعت والاتر آنها مربوط باشد و شامل حفظ جان‌هایی باشد که آن طبیعت‌های والاتر، تقدسی منحصر دعا به فرد برای خود قائلند.
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.