چهارشنبه ۲۹ بهمن ۰۴ | ۰۹:۰۰ ۶ بازديد
کمبود سرمایه برای توسعه کسب و کارش، با مشکل مواجه بود. پسانداز دوران قفلسازیاش را به توصیه پدرش، در املاک بالتیمور سرمایهگذاری کرد، اما دریافت که در صورت نیاز، جمعآوری پول نقد برای این ملک دشوار فاروج شهر دعا بود. با سفارشهای زیادی که دریافت میکرد، این وضعیت به تدریج بهبود یافت، اگرچه او همیشه بر تمام مراحل این فرآیند نظارت بهترین دعانویس شهر داشت و خودش ۱۲ تا ۱۶ ساعت در روز کار طلسم میکرد. به محض اینکه پسر بزرگش، هری، به اندازه کافی بزرگ شد، هر آنچه را که میدانست به او آموخت. پسر، شاگردی مستعد و کمک بزرگی از آب درآمد. تا سال ۱۸۶۳، هنری فیتز به اندازه کافی احساس امنیت میکرد که اجارهنشینی را کنار بگذارد دعا و خانهای برای خانواده و کسب و کارش در خیابان یازدهم، که چند بلوک
با دوست و حامیاش، آقای رادرفورد، فاصله نداشت، ساخت. برنامههای آینده روشن به نظر میرسید. با این حال، خانواده به سختی به خانه جدید نقل مکان کرده بودند که فاجعه رخ داد. یک لوستر سنگین روی صاحب دعا خانه افتاد و باعث جراحاتی شد که ظرف چند روز کشنده بودند. هنری فیتز در ۳۱ اکتبر ۱۸۶۳، در اوج دوران حرفهای طلسم نویس خود درگذشت و از خود یک بیوه و آشخانه شهر دعا شش فرزند، بزرگترینشان دختری هجده ساله و کوچکترینشان نوزادی، به جا گذاشت. پسرش هری، که هنوز هفده ساله نشده بود، توانست قراردادهای معوقه را به طور رضایتبخشی انجام دهد. در این کار، او از حمایت و مشاوره آقای رادرفورد برخوردار بود.
در واقع، هری این تجارت را، هرچند در مقیاسی کوچکتر، حدود بیست سال ادامه داد. سرانجام او معلم نقاشی شد و بیش از چهل سال دیگر این حرفه را دنبال کرد. جولیا آن ولز فیتز، بیوه خانواده، در اسرع وقت خانه شهری را فروخت و مزرعهای در پکونیک، لانگ آیلند، نزدیک زادگاهش خرید و در آنجا توانست خانوادهاش را بزرگ کند. همه فرزندان تواناییهای چشمگیری از خود نشان اسفراین شهر دعا دادند. لوئیز، جادو و طلسمات تنها دختر، با سیلاس اورتون از پکونیک ازدواج کرد و استعدادهای خود را در خانه و جامعه به کار گرفت. جادو و طلسمات پسر دوم، بنجامین، قبل از مرگ زودهنگامش در سال ۱۸۹۰، به یک نقاش مشهور تبدیل شد.
شهرت رابرت به عنوان یک مکانیک ماهر در سطح شهرستان بود. چارلز یک رهبر برجسته تجاری و مدنی در شهرستان سافولک بود. جورج پزشک و مخترع شد و مدتی استاد دانشگاه هاروارد بود. همه آنها ازدواج کردند و اکنون بهترین دعانویس شهر حدود پنجاه نفر جادو و طلسمات از نوادگان هنری فیتز، سازنده تلسکوپ، در ایالات متحده زندگی میکنند. تعدادی از سازهای او، با اینکه یک بهترین دعانویس شهر قرن پیش ساخته شدهاند، هنوز مورد استفاده قرار میگیرند. [171] III. جان پیت، ۱۸۲۰-۱۹۰۳ اف. دبلیو. پرستون و ویلیام بردسکن شهر دعا جی. مکگراث جونیور اگرچه جان پیت زمانی متولد شد که بهترین دعانویس شهر هولکامب تنها ۳۳ سال داشت و پیش از آنکه آن تلسکوپساز پیشگام اولین ابزار خود را تولید کند، او در زمانی زندگی میکرد که ساخت تلسکوپ در آمریکا به بلوغ رسیده بود.
پیش از مرگ پیت، جورج الری هیل کار خود را به عنوان مروج تلسکوپهای بزرگ آغاز کرده بود؛ در واقع، تلسکوپ شکستی ۴۰ اینچی یرکس یک سال قبل از تحویل شاهکار پیت، یک تلسکوپ بازتابی ۶۲ اینچی، به دانشگاه آمریکایی تکمیل شد. به مدت ۳۴ سال، دانشگاه به دنبال بودجهای برای تأمین مالی نصب این آینه بود، تا اینکه سرانجام بهترین دعانویس شهر در نتیجه پیشرفت در فناوری ساخت آینههای شیشهای، منسوخ شد. در طلسم نویس سال ۱۹۳۴، این اثر توسط دانشگاه آمریکایی به مؤسسه اسمیتسونیان ارسال شد. خواف شهر دعا تقریباً در همین زمان، دکتر اف. دبلیو. پرستون وظیفه طلسم دشوار بازسازی زندگی حرفهای پیت و به ویژه داستان آینه بزرگ را بر عهده گرفت.
نتایج او در سال ۱۹۳۶ در بولتن انجمن سرامیک آمریکا منتشر شد . با اجازهی لطف دکتر پرستون و بولتن، این مقاله توسط ویلیام جی. مکگراث جونیور، از کارکنان موزه ملی ایالات متحده، خلاصه و تکمیل شده و برای انتشار در اینجا آماده شده است. جان پیت، آجرکار، کشیش متدیست و آماتوری خارقالعاده در هنر ساخت تلسکوپ، اولین فرزند جادو و طلسمات توماس و مری پیت بود.[14] او در 6 مه 1820 در شهر کوچک درامسکلت در شمال ایرلند متولد شد. وقتی جان هفت ساله بود، پدرش که یک بنا بود، به جادو و طلسمات کبک کانادا مهاجرت کرد که اولین مهاجرت از چندین مهاجرت به شهرهای کانادا و ایالات متحده بود و در سال 1836 در بوفالو، نیویورک، جایی که پدرش هفت سال آخر عمرش را در آنجا گذراند، به پایان رسید.
با دوست و حامیاش، آقای رادرفورد، فاصله نداشت، ساخت. برنامههای آینده روشن به نظر میرسید. با این حال، خانواده به سختی به خانه جدید نقل مکان کرده بودند که فاجعه رخ داد. یک لوستر سنگین روی صاحب دعا خانه افتاد و باعث جراحاتی شد که ظرف چند روز کشنده بودند. هنری فیتز در ۳۱ اکتبر ۱۸۶۳، در اوج دوران حرفهای طلسم نویس خود درگذشت و از خود یک بیوه و آشخانه شهر دعا شش فرزند، بزرگترینشان دختری هجده ساله و کوچکترینشان نوزادی، به جا گذاشت. پسرش هری، که هنوز هفده ساله نشده بود، توانست قراردادهای معوقه را به طور رضایتبخشی انجام دهد. در این کار، او از حمایت و مشاوره آقای رادرفورد برخوردار بود.
در واقع، هری این تجارت را، هرچند در مقیاسی کوچکتر، حدود بیست سال ادامه داد. سرانجام او معلم نقاشی شد و بیش از چهل سال دیگر این حرفه را دنبال کرد. جولیا آن ولز فیتز، بیوه خانواده، در اسرع وقت خانه شهری را فروخت و مزرعهای در پکونیک، لانگ آیلند، نزدیک زادگاهش خرید و در آنجا توانست خانوادهاش را بزرگ کند. همه فرزندان تواناییهای چشمگیری از خود نشان اسفراین شهر دعا دادند. لوئیز، جادو و طلسمات تنها دختر، با سیلاس اورتون از پکونیک ازدواج کرد و استعدادهای خود را در خانه و جامعه به کار گرفت. جادو و طلسمات پسر دوم، بنجامین، قبل از مرگ زودهنگامش در سال ۱۸۹۰، به یک نقاش مشهور تبدیل شد.
شهرت رابرت به عنوان یک مکانیک ماهر در سطح شهرستان بود. چارلز یک رهبر برجسته تجاری و مدنی در شهرستان سافولک بود. جورج پزشک و مخترع شد و مدتی استاد دانشگاه هاروارد بود. همه آنها ازدواج کردند و اکنون بهترین دعانویس شهر حدود پنجاه نفر جادو و طلسمات از نوادگان هنری فیتز، سازنده تلسکوپ، در ایالات متحده زندگی میکنند. تعدادی از سازهای او، با اینکه یک بهترین دعانویس شهر قرن پیش ساخته شدهاند، هنوز مورد استفاده قرار میگیرند. [171] III. جان پیت، ۱۸۲۰-۱۹۰۳ اف. دبلیو. پرستون و ویلیام بردسکن شهر دعا جی. مکگراث جونیور اگرچه جان پیت زمانی متولد شد که بهترین دعانویس شهر هولکامب تنها ۳۳ سال داشت و پیش از آنکه آن تلسکوپساز پیشگام اولین ابزار خود را تولید کند، او در زمانی زندگی میکرد که ساخت تلسکوپ در آمریکا به بلوغ رسیده بود.
پیش از مرگ پیت، جورج الری هیل کار خود را به عنوان مروج تلسکوپهای بزرگ آغاز کرده بود؛ در واقع، تلسکوپ شکستی ۴۰ اینچی یرکس یک سال قبل از تحویل شاهکار پیت، یک تلسکوپ بازتابی ۶۲ اینچی، به دانشگاه آمریکایی تکمیل شد. به مدت ۳۴ سال، دانشگاه به دنبال بودجهای برای تأمین مالی نصب این آینه بود، تا اینکه سرانجام بهترین دعانویس شهر در نتیجه پیشرفت در فناوری ساخت آینههای شیشهای، منسوخ شد. در طلسم نویس سال ۱۹۳۴، این اثر توسط دانشگاه آمریکایی به مؤسسه اسمیتسونیان ارسال شد. خواف شهر دعا تقریباً در همین زمان، دکتر اف. دبلیو. پرستون وظیفه طلسم دشوار بازسازی زندگی حرفهای پیت و به ویژه داستان آینه بزرگ را بر عهده گرفت.
نتایج او در سال ۱۹۳۶ در بولتن انجمن سرامیک آمریکا منتشر شد . با اجازهی لطف دکتر پرستون و بولتن، این مقاله توسط ویلیام جی. مکگراث جونیور، از کارکنان موزه ملی ایالات متحده، خلاصه و تکمیل شده و برای انتشار در اینجا آماده شده است. جان پیت، آجرکار، کشیش متدیست و آماتوری خارقالعاده در هنر ساخت تلسکوپ، اولین فرزند جادو و طلسمات توماس و مری پیت بود.[14] او در 6 مه 1820 در شهر کوچک درامسکلت در شمال ایرلند متولد شد. وقتی جان هفت ساله بود، پدرش که یک بنا بود، به جادو و طلسمات کبک کانادا مهاجرت کرد که اولین مهاجرت از چندین مهاجرت به شهرهای کانادا و ایالات متحده بود و در سال 1836 در بوفالو، نیویورک، جایی که پدرش هفت سال آخر عمرش را در آنجا گذراند، به پایان رسید.
- ۰ ۰
- ۰ نظر
صدرا شهر دعا