دوشنبه ۰۴ اسفند ۰۴ | ۱۱:۴۸ ۴ بازديد
بخش زیادی از آن هنوز بکر و دستنخورده باقی مانده است. فکر میکنید پدرو مایل است به ما بپیوندد؟» گفتم: «فکر میکنم، حتی اگر فقط برای سهمی از غنایم باشد.» «اما به تو توصیه میکنم که تا آخرین لحظه این موضوع را با او در میان نگذاری. میبینی، هر کسی که جلوتر میرود، دوست دارد او هم برود.» همانطور که میتوانید تصور کنید، ما در طول برازجان شهر دعا سفر از چاکا سوالات زیادی در دعا مورد کشور زادگاهش و مسیری که باید برای رسیدن به آنجا طی میکردیم پرسیدیم. در کل پاسخهای او واضح و رضایتبخش بود، زیرا اگرچه نه سال از سفرش گذشته بود، اما وقتی مجبور به فرار از موپانها شد، جوانی پانزده ساله بود.
۶۳ طبق گفتههای او، همه قبایل سرخپوست یوکاتان مایا نامیده میشوند و زبان مشترکی دارند که فقط کمی با توجه به گویشهای قبایل پراکنده متفاوت است. همه بومیان، به استثنای ایتزاکس، گاهی اوقات توسط اسپانیاییها که برای اولین بار در سال ۱۵۰۶ به شبه جزیره حمله کردند، طلسم نویس فتح شدهاند. اما مایاها تا به امروز اکثراً وحشی و رام نشدهاند و به جز قبایل ساکن در بخشهای مسطح و مسکونی شمال و غرب، آنها در همان زندگی وحشیانه و جنگطلبانهای که هنگام ورود سفیدپوستان به میان آنها وجود داشت، به سر میبرند. پس از چهارصد سال سکونت، امروزه زمینهای زیر کشت در یوکاتان کمتر از زمینهای موجود در قرن اول الحاق آن به اسپانیا چهارباغ شهر دعا است.
منطقه داخلی و کوهستانی هنوز بیابانی است و ورود یک مرد سفیدپوست به آن بسیار خطرناک است. قدرتمندترین و جنگجوترین قبیله، اکنون مانند آغاز، قبیله ایتزاِکس است. این مردم هیچ تمایلی به تصرف قلمرو بیشتر ندارند، اما محکم به میراث اصلی خود چسبیدهاند و با هر یک از همسایگان خود که جرات عبور از مرزهایشان را داشته طلسم باشند، به شدت مبارزه میکنند. از سوی دیگر، ایتزاِکس توسط قبیلهای خشن به نام موپانها و از سوی دیگر توسط کوپولهها و چولهها از ساحل دریا منع شده است. ۶۴ شهر پنهان بازمانده از قوم باستانی تچا (Tcha) درست در قلب قلمرو ایتزاکس (Itzaex) قرار دارد، که بدون شک دلیل آن این است که هیچ یک از قبایل دیگر از شهر بابک شهر دعا وجود آن آگاه نیستند.
شهر اصلی ایتزلان (Itzlan) در سواحل یک دریاچه آب شیرین زیبا ساخته شده است که دو هزار فوت بالاتر طلسم نویس از سطح دریا قرار دارد؛ اما چاکا اعلام میکند که هیچ چشم فانی جز افراد قبیله خودش تاکنون این مکان را ندیده است. که البته این امر بهترین دعانویس شهر ما را مشتاقتر جادو و طلسمات میکند تا آن را ببینیم. ما سفر دریایی دعا بسیار جادو و طلسمات لذتبخشی به سمت جنوب داشتیم، اقیانوس آرام در مسیر خوبی بود. حتی در آبهای متلاطم شاخ آفریقا هم لحظات بسیار خوبی را سپری کردیم، و بیدستان شهر دعا تا زمانی که قاره را دور نزده و به آبهای اقیانوس اطلس نرسیده بودیم، دعا آلرتون دوباره به محتویات هفت صندوقچه مرموزش اشاره نکرد.
با این حال، یک روز پیشنهاد داد که آنها را باز کنند، زیرا گفت که برای همه ما طلسم نویس که قرار است به این سفر اکتشافی بپیوندیم خوب است که با محتویات آنها کاملاً آشنا باشیم. بنابراین، جعبهها یکی یکی توسط ناکس و بریونیا به کابین اصلی و جادار آورده شدند، جایی که آلرتون شروع به باز کردن آنها کرد. ۶۵ فصل پنجم بررسی یک اختراع هوایی جدید ستوان گفت: «باید درک کنید که از همان لحظهای که تصمیم گرفتم طلسم نویس این ماجراجویی را آغاز کنم، شروع به آمادهسازی «رگ و پی جنگ» خود کردم. محاسبه مهرگان شهر دعا کردم که مردمی منزوی مانند تچا (Tcha) به شدت تحت تأثیر اختراعات مدرن شگفتانگیز ما قرار خواهند گرفت.
همچنین فکر کردم چیزهای زیادی میتوانم جمعآوری طلسم نویس کنم که در کار دشوار نفوذ به یک سرزمین دشمن و بالا رفتن از کوههای تقریباً غیرقابل دسترس منتهی به شهر پنهان به من کمک کند. خوشبختانه تابستان گذشته بیش از یک ماه در واشنگتن مستقر بودم، جایی که نقشههایم را به عمویم، سیمئون ولز، بهترین دعانویس شهر سپردم و گفتگوهای طولانی زیادی با او در مورد تجهیزات مناسب طلسم برای این کار دشوار داشتم. هوش او در امور الکتریکی کمک زیادی به من کرد، زیرا باتری دعا ذخیره معروف او، که قدرت فوقالعاده را با وزن سبک ترکیب میکند، مرا قادر میسازد تا برخی از وسایل مهم را به قلب بیابان حمل کنم.
۶۳ طبق گفتههای او، همه قبایل سرخپوست یوکاتان مایا نامیده میشوند و زبان مشترکی دارند که فقط کمی با توجه به گویشهای قبایل پراکنده متفاوت است. همه بومیان، به استثنای ایتزاکس، گاهی اوقات توسط اسپانیاییها که برای اولین بار در سال ۱۵۰۶ به شبه جزیره حمله کردند، طلسم نویس فتح شدهاند. اما مایاها تا به امروز اکثراً وحشی و رام نشدهاند و به جز قبایل ساکن در بخشهای مسطح و مسکونی شمال و غرب، آنها در همان زندگی وحشیانه و جنگطلبانهای که هنگام ورود سفیدپوستان به میان آنها وجود داشت، به سر میبرند. پس از چهارصد سال سکونت، امروزه زمینهای زیر کشت در یوکاتان کمتر از زمینهای موجود در قرن اول الحاق آن به اسپانیا چهارباغ شهر دعا است.
منطقه داخلی و کوهستانی هنوز بیابانی است و ورود یک مرد سفیدپوست به آن بسیار خطرناک است. قدرتمندترین و جنگجوترین قبیله، اکنون مانند آغاز، قبیله ایتزاِکس است. این مردم هیچ تمایلی به تصرف قلمرو بیشتر ندارند، اما محکم به میراث اصلی خود چسبیدهاند و با هر یک از همسایگان خود که جرات عبور از مرزهایشان را داشته طلسم باشند، به شدت مبارزه میکنند. از سوی دیگر، ایتزاِکس توسط قبیلهای خشن به نام موپانها و از سوی دیگر توسط کوپولهها و چولهها از ساحل دریا منع شده است. ۶۴ شهر پنهان بازمانده از قوم باستانی تچا (Tcha) درست در قلب قلمرو ایتزاکس (Itzaex) قرار دارد، که بدون شک دلیل آن این است که هیچ یک از قبایل دیگر از شهر بابک شهر دعا وجود آن آگاه نیستند.
شهر اصلی ایتزلان (Itzlan) در سواحل یک دریاچه آب شیرین زیبا ساخته شده است که دو هزار فوت بالاتر طلسم نویس از سطح دریا قرار دارد؛ اما چاکا اعلام میکند که هیچ چشم فانی جز افراد قبیله خودش تاکنون این مکان را ندیده است. که البته این امر بهترین دعانویس شهر ما را مشتاقتر جادو و طلسمات میکند تا آن را ببینیم. ما سفر دریایی دعا بسیار جادو و طلسمات لذتبخشی به سمت جنوب داشتیم، اقیانوس آرام در مسیر خوبی بود. حتی در آبهای متلاطم شاخ آفریقا هم لحظات بسیار خوبی را سپری کردیم، و بیدستان شهر دعا تا زمانی که قاره را دور نزده و به آبهای اقیانوس اطلس نرسیده بودیم، دعا آلرتون دوباره به محتویات هفت صندوقچه مرموزش اشاره نکرد.
با این حال، یک روز پیشنهاد داد که آنها را باز کنند، زیرا گفت که برای همه ما طلسم نویس که قرار است به این سفر اکتشافی بپیوندیم خوب است که با محتویات آنها کاملاً آشنا باشیم. بنابراین، جعبهها یکی یکی توسط ناکس و بریونیا به کابین اصلی و جادار آورده شدند، جایی که آلرتون شروع به باز کردن آنها کرد. ۶۵ فصل پنجم بررسی یک اختراع هوایی جدید ستوان گفت: «باید درک کنید که از همان لحظهای که تصمیم گرفتم طلسم نویس این ماجراجویی را آغاز کنم، شروع به آمادهسازی «رگ و پی جنگ» خود کردم. محاسبه مهرگان شهر دعا کردم که مردمی منزوی مانند تچا (Tcha) به شدت تحت تأثیر اختراعات مدرن شگفتانگیز ما قرار خواهند گرفت.
همچنین فکر کردم چیزهای زیادی میتوانم جمعآوری طلسم نویس کنم که در کار دشوار نفوذ به یک سرزمین دشمن و بالا رفتن از کوههای تقریباً غیرقابل دسترس منتهی به شهر پنهان به من کمک کند. خوشبختانه تابستان گذشته بیش از یک ماه در واشنگتن مستقر بودم، جایی که نقشههایم را به عمویم، سیمئون ولز، بهترین دعانویس شهر سپردم و گفتگوهای طولانی زیادی با او در مورد تجهیزات مناسب طلسم برای این کار دشوار داشتم. هوش او در امور الکتریکی کمک زیادی به من کرد، زیرا باتری دعا ذخیره معروف او، که قدرت فوقالعاده را با وزن سبک ترکیب میکند، مرا قادر میسازد تا برخی از وسایل مهم را به قلب بیابان حمل کنم.
- ۰ ۰
- ۰ نظر
صدرا شهر دعا