چهارشنبه ۲۱ مرداد ۰۵ ۱۱:۳۸ ۲ بازديد
شرق و دومی به سمت غرب امتداد داشت. سی مایل اعمال صالح در داخل کانال مسیه به اندازه دعا نویسی ورودی آن پهن است و تا قدیس چند مایل به سمت جنوب، واضح لنده شهر دعا به نظر میرسد: به طوری که هیچ کس موکل جن تا اینجا طلسم در معرض اشتباه در مسیر آن نیست. «به نظر میرسد خشکیِ سمت غرب، تعدادی جزیره بزرگ است که در اینجا و آنجا گذرگاههای پهنی به جنوب غربی منتهی میشوند و این احتمال را ایجاد میکند که ارتباطات زیادی (هرچند غیرمستقیم) بین کانالهای مسیه و فالوس دعا وجود داشته باشد. لنگرگاههای ما عمدتاً در ساحل شرقی بودند،
ابجد تا دهانههای آن سمت راحتتر بررسی ابطال کردن جادو شوند؛ اما تمام آنچه که به نظر میرسید در اعماق خشکی امتداد دارند، صرفاً ورودیهای باریک ارواح یا آبراههایی بودند که ناگهان پایان مییافتند. در هر طرف، زمین تپهماهور است، اما مرتفع نیست؛ و این کانال مسیه را از بسیاری دیگر جفت روحی که سواحل آنها کیلومترها توسط رشته کوههای نماز خواندن شیبدار تشکیل شده است، متمایز اجنه غیر مسلمان میکند. در اینجا، شیاطین در بسیاری از نقاط، زمینهای پست زیادی وجود دارد که عموماً پوشیده کیمیاگری از جنگلهای انبوه است، اما تنوع درختان آن بیشتر از درختان تنگه ماگالهانس نیست. راش، توس، کاج یا سرو،
پوست درخت وینترز شیاطین و نوعی چوب قرمز، جنگلها را تشکیل میدهند؛ اما هیچکدام مشاهده نشد که بتواند برای ستونهای بزرگتر یک کشتی قابل استفاده باشد.» «(شانزدهم). خلیج واترفال را حرز ترک کردیم و با نسیم شمال غربی از جزیره میانی گذشتیم، وارد خلیج لیون شدیم و در خلیج وایت کلپ طلسم پهلو گرفتیم. بررسی ساحل خیلی زود تمام شد، اما ما چهار روز در لنگرگاههایمان اینجا محبوس شدیم؛ نه به خاطر هوای بد، بلکه به خاطر هوای فوقالعاده خوب. در چنین فواصلی، خیلی نادر{۳۳۵}در این مناطق، اگر بادی هم بوزد، تقریباً همیشه دعا از سمت جنوب شماره ملا دعاگر و
ملایم است. «در هر لنگرگاه، خیمههای سرخپوستی پیدا کرده بودیم، اما هنوز با هیچ بومیای روبرو نشده بودیم. در اینجا تعداد علوم غریبه زیادی ماهی صید کردیم؛ و در میان آنها، یکی شبیه به لینگ، که در ساحل شرقی پاتاگونیا، سید و حاجی در نزدیکی کیپ فیر ودر یافت میشد، اما اندازه کوچکتری داشت، زیرا بزرگترین آنها بیش از دو پوند وزن نداشت. تعداد بسیار کمی از پرندگان آبزی دیده شدند؛ روح تنها کشتیهای بخار و شگها شکار شدند؛ اما در جنگل، شاهماهی، دارکوب، نسخ خطی دعا پرندگان پارسکن، طوطیها و پرندگان مگسخوار را دیدیم.» «(بیست و یکم.) با باد ملایم شمالی از این
خلیج کوچک خارج شدیم و حدود ده مایل به سمت جنوب، ظاهر کانال به شدت تغییر کرد. به جای اینکه از میان خشکیهای نامرتبط با ارتفاع متوسط حرکت کنیم، بین دو رشته کوه محصور شدیم. [177] ظهر مجبور شدیم در خلیج احضار هالت لنگر بیندازیم، هیچ روزنه ای در سمت راست یا چپ دیده نمیشد و ظاهراً در خلیج محصور بودیم. جادو سیاه در سمت غرب، سرزمین مرتفع توسط چندین جزیره پست احاطه شده بود که به نظر میرسید تنها راه پیشروی ما در میان آنها باشد. امروز و روز بعد، آقای کرک به دنبال گذرگاهی بود؛ و پس از یافتن
گذرگاهی و مشاهده جزر و مد، در عرض بیست و سوم حرکت کردیم و مقدس نام تنگه انگلیسی را به رمال متون کهن آن طلسم دادیم. این تنگه علوم غریبه طولانی و پیچیده است و عمدتاً از جزایر تشکیل فرشته شده است؛ و در سه مکان، جایی که سواحل به دیواندره شهر دعا یکدیگر نزدیک میشوند، فاصله عرضی کمتر از چهارصد یارد است، اما با باد ملایم و جزر و مد آرام، عبور هیچ خطری ندارد. بعد از ظهر، در ده یا دوازده فاتوم در لوول پهلو گرفتیم. خلیج، لنگرگاهی وسیع در نزدیکی ورودی جنوبی تنگه؛ گل و لای و شن کف و عمق
آب در تمام نقاط یکسان است. آقای کرکه که در میان جزایر روبروی این طلسم نویس خلیج بود، آبهای کمعمق متعددی را دید.{۳۳۶}در بسیاری از خلیجها ماهی وجود داشت؛ بنابراین، با یک تور ماهیگیری، میتوانستید مقدار زیادی ماهی به بندر ترکمن شهر دعا دست آورید. «جنگلهای شرق طلسمات لنگرگاه ما اخیراً آتش گرفته پیشینه تاریخی سقز شهر دعا بودند و این آتشسوزی باید گسترده و بسیار مخرب بوده باشد؛ زیرا در طول ده یا دوازده مایل در امتداد ساحل، تمام درختان شیاطین سوخته بودند و تنههای خشک درختان بزرگتر تنها باقی مانده بودند. ما صبح روز بیست و پنجم، توسل خلیج لوول را ترک کردیم و از
کنار یک قایق پر از سرخپوستان گذشتیم؛ اما آنها به ساحل آمدند و به داخل جنگل دویدند. بنابراین، از آنجایی که از ما دوری حاجت گرفتن کردند و باد ملایمی جفر میوزید، من به دنبال آشنایی با آنها نگشتم. ما ردپایی از آنها را در
ابجد تا دهانههای آن سمت راحتتر بررسی ابطال کردن جادو شوند؛ اما تمام آنچه که به نظر میرسید در اعماق خشکی امتداد دارند، صرفاً ورودیهای باریک ارواح یا آبراههایی بودند که ناگهان پایان مییافتند. در هر طرف، زمین تپهماهور است، اما مرتفع نیست؛ و این کانال مسیه را از بسیاری دیگر جفت روحی که سواحل آنها کیلومترها توسط رشته کوههای نماز خواندن شیبدار تشکیل شده است، متمایز اجنه غیر مسلمان میکند. در اینجا، شیاطین در بسیاری از نقاط، زمینهای پست زیادی وجود دارد که عموماً پوشیده کیمیاگری از جنگلهای انبوه است، اما تنوع درختان آن بیشتر از درختان تنگه ماگالهانس نیست. راش، توس، کاج یا سرو،
پوست درخت وینترز شیاطین و نوعی چوب قرمز، جنگلها را تشکیل میدهند؛ اما هیچکدام مشاهده نشد که بتواند برای ستونهای بزرگتر یک کشتی قابل استفاده باشد.» «(شانزدهم). خلیج واترفال را حرز ترک کردیم و با نسیم شمال غربی از جزیره میانی گذشتیم، وارد خلیج لیون شدیم و در خلیج وایت کلپ طلسم پهلو گرفتیم. بررسی ساحل خیلی زود تمام شد، اما ما چهار روز در لنگرگاههایمان اینجا محبوس شدیم؛ نه به خاطر هوای بد، بلکه به خاطر هوای فوقالعاده خوب. در چنین فواصلی، خیلی نادر{۳۳۵}در این مناطق، اگر بادی هم بوزد، تقریباً همیشه دعا از سمت جنوب شماره ملا دعاگر و
ملایم است. «در هر لنگرگاه، خیمههای سرخپوستی پیدا کرده بودیم، اما هنوز با هیچ بومیای روبرو نشده بودیم. در اینجا تعداد علوم غریبه زیادی ماهی صید کردیم؛ و در میان آنها، یکی شبیه به لینگ، که در ساحل شرقی پاتاگونیا، سید و حاجی در نزدیکی کیپ فیر ودر یافت میشد، اما اندازه کوچکتری داشت، زیرا بزرگترین آنها بیش از دو پوند وزن نداشت. تعداد بسیار کمی از پرندگان آبزی دیده شدند؛ روح تنها کشتیهای بخار و شگها شکار شدند؛ اما در جنگل، شاهماهی، دارکوب، نسخ خطی دعا پرندگان پارسکن، طوطیها و پرندگان مگسخوار را دیدیم.» «(بیست و یکم.) با باد ملایم شمالی از این
خلیج کوچک خارج شدیم و حدود ده مایل به سمت جنوب، ظاهر کانال به شدت تغییر کرد. به جای اینکه از میان خشکیهای نامرتبط با ارتفاع متوسط حرکت کنیم، بین دو رشته کوه محصور شدیم. [177] ظهر مجبور شدیم در خلیج احضار هالت لنگر بیندازیم، هیچ روزنه ای در سمت راست یا چپ دیده نمیشد و ظاهراً در خلیج محصور بودیم. جادو سیاه در سمت غرب، سرزمین مرتفع توسط چندین جزیره پست احاطه شده بود که به نظر میرسید تنها راه پیشروی ما در میان آنها باشد. امروز و روز بعد، آقای کرک به دنبال گذرگاهی بود؛ و پس از یافتن
گذرگاهی و مشاهده جزر و مد، در عرض بیست و سوم حرکت کردیم و مقدس نام تنگه انگلیسی را به رمال متون کهن آن طلسم دادیم. این تنگه علوم غریبه طولانی و پیچیده است و عمدتاً از جزایر تشکیل فرشته شده است؛ و در سه مکان، جایی که سواحل به دیواندره شهر دعا یکدیگر نزدیک میشوند، فاصله عرضی کمتر از چهارصد یارد است، اما با باد ملایم و جزر و مد آرام، عبور هیچ خطری ندارد. بعد از ظهر، در ده یا دوازده فاتوم در لوول پهلو گرفتیم. خلیج، لنگرگاهی وسیع در نزدیکی ورودی جنوبی تنگه؛ گل و لای و شن کف و عمق
آب در تمام نقاط یکسان است. آقای کرکه که در میان جزایر روبروی این طلسم نویس خلیج بود، آبهای کمعمق متعددی را دید.{۳۳۶}در بسیاری از خلیجها ماهی وجود داشت؛ بنابراین، با یک تور ماهیگیری، میتوانستید مقدار زیادی ماهی به بندر ترکمن شهر دعا دست آورید. «جنگلهای شرق طلسمات لنگرگاه ما اخیراً آتش گرفته پیشینه تاریخی سقز شهر دعا بودند و این آتشسوزی باید گسترده و بسیار مخرب بوده باشد؛ زیرا در طول ده یا دوازده مایل در امتداد ساحل، تمام درختان شیاطین سوخته بودند و تنههای خشک درختان بزرگتر تنها باقی مانده بودند. ما صبح روز بیست و پنجم، توسل خلیج لوول را ترک کردیم و از
کنار یک قایق پر از سرخپوستان گذشتیم؛ اما آنها به ساحل آمدند و به داخل جنگل دویدند. بنابراین، از آنجایی که از ما دوری حاجت گرفتن کردند و باد ملایمی جفر میوزید، من به دنبال آشنایی با آنها نگشتم. ما ردپایی از آنها را در
- ۰ ۰
- ۰ نظر