پنجشنبه ۲۲ مرداد ۰۵

آموزش گام‌به‌گام دعانویس گلباف به‌روز شده

۴ بازديد
سارمینتو، پس از انجام مقدمات لازم در عیسی، با صد نفر از طریق خشکی به سمت پوینت سنت دعا آنا [29] حرکت کرد و دعانویس به کشتی ماریا دعاگر دستور داده شد که آنها را دنبال کند. در طول سفر، رنج‌های گروه بسیار زیاد بود، هم از خستگی راهپیمایی و هم از آزار و اذیت بومیانی که با آنها درگیر جادوگر شده بودند ابجد و در آن یک نفر کشته و ده نفر زخمی شدند. سپس شورشی در میان مردم او آغاز شد که با کمک کشتی فرونشانده شد. سرانجام آنها به مقصد خود رسیدند و با تشریفات معمول، شهر

شاه فیلیپ (یا سن فیلیپه) را تأسیس کردند. در اواخر ماه مارس، هنگام آماده‌سازی محل سکونت، زمستان چنان ناگهانی از راه رسید که به مدت پانزده روز برف نمی‌بارید. سارمینتو، پس از فرونشاندن شورشی که دوباره در میان تعویذ سربازان آغاز شده بود، با سی نفر سوار کشتی شد تا از اولین اردوگاه علوم غریبه در عیسی بازدید مقدس کند و بر ساخت قلعه‌ها در تنگه نظارت داشته باشد؛ اما به محض رسیدن به لنگرگاه، تندبادی او را به دریا انداخت و بیست روز عبادت کردن طول کشید و او را (در حالی که مردمش نابینا و سرمازده بودند) مجبور کرد تا

برای ریودوژانیرو صبر کند. کشتی او در اینجا به گل نشست؛ او با آن یک گلباف شهر دعا کشتی برای حمل آرد به تنگه کرایه کرد و خود به پرنامبوکو رفت تا قایق‌های بزرگی برای حمل آذوقه به شهرش تهیه کند.{32}مستعمره، و کمک به بازیابی کشتی به گل نشسته‌اش؛ با این حال، کشتی در نزدیکی باهیا به گل نشسته و طلسم کیمیاگری غرق شده بود؛ و تمام قایق‌هایش نابود شده بودند. با این حال، سارمینتو در تلاش‌های مشتاقانه خود پیشینه تاریخی برای کمک به دوستانش در تنگه پافشاری کرد؛ و موفق شد یک کشتی پنجاه یا شصت تنی تهیه کند که پر از

اسلحه و هر آنچه که او مفید می‌دانست، حرکت کرد و یک ماه پس از حرکت اولین کشتی (ژانویه ۱۵۸۵) به بندر گز شهر دعا ریودوژانیرو رسید. او به دنبال آنها رفت، اما در عرض جغرافیایی ۳۹ درجه با طوفان شدیدی روبرو شد که او را به ریودوژانیرو بازگرداند، جایی که کشتی قبلی با مشکل بازگشته بود. او که از تلاش‌هایش برای رساندن کمک به مستعمره ناامید رمال شده مشرکان بود، تصمیم گرفت به اسپانیا شیطان برود؛ اما در سفرش به آنجا، برای فاضل آباد شهر دعا طلسم تکمیل دعا فهرست بدبختی‌هایش، کشتی‌اش توسط سه کشتی انگلیسی توقیف و به انگلستان برده نسخ خطی شد و پس

از آن، مستعمره نگون‌بخت علوم غریبه تنگه، اگر نگوییم کاملاً فراموش شد، دست‌کم نادیده گرفته شد. شماره ملا دو ماه پس از عزیمت سارمینتو از تنگه ماگالهانس، فرشتگان در ماه اوت، اواسط زمستان آن منطقه، گروه متعلق به اولین پایگاه در فرشتگان عیسی از طریق خشکی حرکت کردند و در سن فیلیپه به آنها پیوستند، در حالی که خبر ناخوشایندی از ویرانی سرزمینشان به آنها رسید. موکل جن حاجت گرفتن اما از آنجایی که آذوقه در سن فیلیپه برای حمایت از همه مردم کافی نبود، آندرس د ویدما، که پس از عزیمت سارمینتو فرماندهی را به عهده گرفته بود، دویست سرباز را به فرماندهی

خوان اینیگوز به عیسی فرستاد تا همزاد با هر کشتی که ممکن بود ظاهر شود، ارتباط برقرار کنند و منتظر بازگشت مورد انتظار اعمال صالح سارمینتو باشند. طلسم اما زمستان و تابستان بعدی بدون هیچ آسودگی سپری شد. در این وضعیت ناخوشایند، استعمارگران مجبور بودند فقط به تأمین امنیت خود فکر کنند و دو قایق ساختند که در آن پنجاه نفر، علاوه بر ویدما، سوارز، یک راهب فرانسیسکن به نام کافر آنتونیو کافران و پنج زن اسپانیایی، سوار شدند. آنها از پوینت سانتا بریجیدا فراتر نرفته بودند، [30] {33}وقتی کلیسا یکی از قایق‌ها به صخره‌ای برخورد کرد و گم دین شد،

اما دعا مردم نجات یافتند. گم دعانویس شدن این قایق باعث شد که آنها از هر امیدی برای نجات خود از این طریق دست بکشند؛ و ویدما به همراه سوارز، راهب و بیست سرباز، با جادو قایق قدیس باقی‌مانده به سن فیلیپه بازگشتند و بقیه گروه، متشکل دعانویس از سی مرد و پنج زن، را برای تأمین معاش در طول زمستان پیش رو، تنها گذاشتند. پس از گذشت آن فصل، ویدما دعا نویسی برای جمع‌آوری سرگردانان گالیکش شهر دعا فرستاد؛ اما پانزده مرد و فقط سه زن پیدا شدند؛ بقیه از گرسنگی و بیماری جان باخته بودند. بازماندگان سپس تصمیم طلسمات گرفتند به

اولین محل استقرار در عیسی بروند؛ در مسیر خود از کنار اسکلت دویست نفری که ابتدا طلسم نویس جدا شده بودند، گذشتند. در جادو سیاه ادامه سفر، سه کشتی را مشاهده کردند که وارد تنگه می‌شدند و در فاصله‌ای از جنوب لنگر انداخته بودند. در طول
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.