چهارشنبه ۲۱ مرداد ۰۵ ۱۰:۰۹ ۱ بازديد
طول طوفان، آنها نزدیک هم میماندند؛ و فقط گاهی اوقات مشاهده دعاگر میشد که یک نفر به تنهایی از یک کلبه به کلبه دیگر میرود. هوا که معتدل شد، کشتیهای بیگل و آدلاید روز بعد به ما ملحق شدند. آنها بدون هیچ حادثهای، از ورودی بندر پکت، در میان طوفان عبور کردند. صبح روز ابجد بعد که هوا خوب بود، آماده حرکت شدیم؛ متون کهن اما قبل از وزن کردن، به خشکی رسیدم و با آشنایان قدیمیمان صحبت کردم. ماریا با آنها بود، و اگر میتوانست، کثیفتر و حریصتر از همیشه. گوشت گواناکو را که برایمان آورده بودند، جمع کردیم؛ چند
هدیه دعانویس خداحافظی را بین آنها تقسیم کردیم و سپس به کشتی برگشتیم. کشتی آدلاید هزار و ششصد کوهبنان شهر دعا پوند گوشت نماز خواندن آورد که با آنچه ابتدا به دست آمد، به چهار هزار پوند رسید.{۱۸۴}وزن هر کدام 10 روح پوند؛ و روی هم رفته ده پوند تنباکو، چهل بیسکویت و شش چاقوی جیبی قیمت داشت. در ابتدا یک بیسکویت معادل چهل یا پنجاه پوند ذکر گوشت در نظر گرفته میشد؛ اما با ارواح افزایش تقاضا، قیمت چهار یا پانصد درصد افزایش یافت. دو نفر از خدمه آقای دعانویس لو که او را ترک کرده بودند، همراه پاتاگونیاییها بودند. آنها پرتغالی
بودند و در وضعیت فلاکتباری قرار داشتند و به نظر میرسید که از همراهی دعا با چنین گروه کثیفی کاملاً شرمندهاند: قدیس آنها نمیتوانستند انگلیسی صحبت کنند و جوزم شهر دعا اطلاعات بسیار کمی میتوانستند به ما بدهند. آنها دعا در آن زمان لباس هندی به تن نکرده بودند، اگرچه از وضعیت لباسهایشان، خیلی زود مجبور به پذیرش آن میشدند. در بندر پکت، چند کلمه از زبان سید و حاجی بومی جمعآوری شد که با بانه شهر دعا کلماتی که فالکنر در توصیف بومیان پاتاگونیا ارائه مریوان شهر دعا داده بود، بسیار متفاوت است: او خودش میگوید که زبان سرخپوستان شمالی با زبان «یاکانا کونیها» تفاوت دعانویس اساسی
دارد. در طول ارتباط ستوان گریوز با بومیان، در بندر پکت، او اطلاعات جالبی در مورد ابطال کردن جادو این سرخپوستان به دست جادوگر آورد که در بخش بعدی اثر ارائه خواهد شد. آدلاید چند گونهی همزاد بسیار لذتبخش به مجموعهی جانورشناسی من اضافه کرد، از جمله زوریلو یا اسکانکِ پامپا؛ که هیچ تفاوتی با گونههای یافتشده در اطراف رودخانهی پلاتا نداشت، و تعدادشان به قدری زیاد بود که بوی نامطبوعشان تا شماره ملا کیلومترها آن طرفتر فضا را پر میکرد. دعا من بارها بوی این حیوان کوچک و زننده را به وضوح حس کردهام، زمانی که سوار کشتی ادونچر بودم و حدود
دو مایل از طلسم مونته رمل ویدئو فاصله داشتم و باد از خشکی میوزید. [112] {۱۸۵} یکی از اعضای گروه آدلاید، یک کرکس بسیار بزرگ را پیشینه تاریخی شکار کرد که طول آن دین چهار فوت و سه اینچ و نیم و طول بین دو بال آن نه فوت رمال و دو اینچ بود. این کرکس فرشته به موزه بریتانیا اهدا شد. مسافران قدیمی، روایتهای اغراقآمیز زیادی از این پرنده ارائه دادهاند؛ اما بزرگترین جادو سیاه ابعاد علوم غریبه شیطانی ذکر شده، که در صحت آنها شکی نیست، مربوط به پرندهای است که دعا در موزه لوریان نگهداری میشد و از یک بال
مقدس تا بال دیگر سیزده فوت و یک اینچ اندازه داشت. دعانویس با این حال، این باید یک پرنده قدیمی بوده فرشتگان باشد؛ زیرا پرندهای که ما کشتیم، بزرگتر کافر از اندازه معمول نمونههای به دست آمده است. مولینا در روایت خود از این پرنده، شیاطین جلد ۲۹۸، بیان میکند که بزرگترین پرندهای که تا به حال دیده، چهارده فوت و چند اینچ (معیار مقدس اسپانیایی)، از نوک یک بال تا نوک بال دیگر بوده است. ام. هومبولت نیز شرح مفصلی ارائه میدهد. این جهانگرد مشهور میگوید که در مورد کرکس، «مانند کرکس پاتاگونیایی و بسیاری دیگر از اشیاء تاریخ
طبیعی؛ هر چه بیشتر بررسی شوند، اندازه آنها کوچکتر میشود.» آنها در بلندترین کوههای آند ساکن طلسم هستند و فقط زمانی که گرسنگی آنها را فرشتگان تحت فشار قرار دهد به دشتها سرازیر میشوند. آنها اغلب، به صورت دسته جمعی، به گاو، گوزن، گواناکو و حتی پوما حمله میکنند و همیشه موفق به کافران کشتن آنها میشوند؛ اما غذای اصلی آنها مردار است که در کشوری که به وفور از چهارپایان برخوردار است، احتمالاً کمبودی از آن وجود ندارد. خروج ما از تنگه با هوای بسیار خوبی همراه بود؛ ماه کامل جادو سیاه بود و باد ملایم و ملایمی میوزید.{۱۸۶}کمی پس
از غروب آفتاب از دماغه ویرجین عبور کردیم دعا و ما با سرعت به مسیر خود ادامه دادیم. تأمین به موقع گوشت گواناکو قطعاً از ابتلا به اسکوربوت جلوگیری کرده بود، زیرا هیچ مورد جدیدی به تعداد بیماران که اکنون به بیست نفر رسیده
هدیه دعانویس خداحافظی را بین آنها تقسیم کردیم و سپس به کشتی برگشتیم. کشتی آدلاید هزار و ششصد کوهبنان شهر دعا پوند گوشت نماز خواندن آورد که با آنچه ابتدا به دست آمد، به چهار هزار پوند رسید.{۱۸۴}وزن هر کدام 10 روح پوند؛ و روی هم رفته ده پوند تنباکو، چهل بیسکویت و شش چاقوی جیبی قیمت داشت. در ابتدا یک بیسکویت معادل چهل یا پنجاه پوند ذکر گوشت در نظر گرفته میشد؛ اما با ارواح افزایش تقاضا، قیمت چهار یا پانصد درصد افزایش یافت. دو نفر از خدمه آقای دعانویس لو که او را ترک کرده بودند، همراه پاتاگونیاییها بودند. آنها پرتغالی
بودند و در وضعیت فلاکتباری قرار داشتند و به نظر میرسید که از همراهی دعا با چنین گروه کثیفی کاملاً شرمندهاند: قدیس آنها نمیتوانستند انگلیسی صحبت کنند و جوزم شهر دعا اطلاعات بسیار کمی میتوانستند به ما بدهند. آنها دعا در آن زمان لباس هندی به تن نکرده بودند، اگرچه از وضعیت لباسهایشان، خیلی زود مجبور به پذیرش آن میشدند. در بندر پکت، چند کلمه از زبان سید و حاجی بومی جمعآوری شد که با بانه شهر دعا کلماتی که فالکنر در توصیف بومیان پاتاگونیا ارائه مریوان شهر دعا داده بود، بسیار متفاوت است: او خودش میگوید که زبان سرخپوستان شمالی با زبان «یاکانا کونیها» تفاوت دعانویس اساسی
دارد. در طول ارتباط ستوان گریوز با بومیان، در بندر پکت، او اطلاعات جالبی در مورد ابطال کردن جادو این سرخپوستان به دست جادوگر آورد که در بخش بعدی اثر ارائه خواهد شد. آدلاید چند گونهی همزاد بسیار لذتبخش به مجموعهی جانورشناسی من اضافه کرد، از جمله زوریلو یا اسکانکِ پامپا؛ که هیچ تفاوتی با گونههای یافتشده در اطراف رودخانهی پلاتا نداشت، و تعدادشان به قدری زیاد بود که بوی نامطبوعشان تا شماره ملا کیلومترها آن طرفتر فضا را پر میکرد. دعا من بارها بوی این حیوان کوچک و زننده را به وضوح حس کردهام، زمانی که سوار کشتی ادونچر بودم و حدود
دو مایل از طلسم مونته رمل ویدئو فاصله داشتم و باد از خشکی میوزید. [112] {۱۸۵} یکی از اعضای گروه آدلاید، یک کرکس بسیار بزرگ را پیشینه تاریخی شکار کرد که طول آن دین چهار فوت و سه اینچ و نیم و طول بین دو بال آن نه فوت رمال و دو اینچ بود. این کرکس فرشته به موزه بریتانیا اهدا شد. مسافران قدیمی، روایتهای اغراقآمیز زیادی از این پرنده ارائه دادهاند؛ اما بزرگترین جادو سیاه ابعاد علوم غریبه شیطانی ذکر شده، که در صحت آنها شکی نیست، مربوط به پرندهای است که دعا در موزه لوریان نگهداری میشد و از یک بال
مقدس تا بال دیگر سیزده فوت و یک اینچ اندازه داشت. دعانویس با این حال، این باید یک پرنده قدیمی بوده فرشتگان باشد؛ زیرا پرندهای که ما کشتیم، بزرگتر کافر از اندازه معمول نمونههای به دست آمده است. مولینا در روایت خود از این پرنده، شیاطین جلد ۲۹۸، بیان میکند که بزرگترین پرندهای که تا به حال دیده، چهارده فوت و چند اینچ (معیار مقدس اسپانیایی)، از نوک یک بال تا نوک بال دیگر بوده است. ام. هومبولت نیز شرح مفصلی ارائه میدهد. این جهانگرد مشهور میگوید که در مورد کرکس، «مانند کرکس پاتاگونیایی و بسیاری دیگر از اشیاء تاریخ
طبیعی؛ هر چه بیشتر بررسی شوند، اندازه آنها کوچکتر میشود.» آنها در بلندترین کوههای آند ساکن طلسم هستند و فقط زمانی که گرسنگی آنها را فرشتگان تحت فشار قرار دهد به دشتها سرازیر میشوند. آنها اغلب، به صورت دسته جمعی، به گاو، گوزن، گواناکو و حتی پوما حمله میکنند و همیشه موفق به کافران کشتن آنها میشوند؛ اما غذای اصلی آنها مردار است که در کشوری که به وفور از چهارپایان برخوردار است، احتمالاً کمبودی از آن وجود ندارد. خروج ما از تنگه با هوای بسیار خوبی همراه بود؛ ماه کامل جادو سیاه بود و باد ملایم و ملایمی میوزید.{۱۸۶}کمی پس
از غروب آفتاب از دماغه ویرجین عبور کردیم دعا و ما با سرعت به مسیر خود ادامه دادیم. تأمین به موقع گوشت گواناکو قطعاً از ابتلا به اسکوربوت جلوگیری کرده بود، زیرا هیچ مورد جدیدی به تعداد بیماران که اکنون به بیست نفر رسیده
- ۰ ۰
- ۰ نظر